کلاغ سیاه اگه حوصله داری
بیا بگو خبر واسم چی داری؟
به این دلم که آخر قصه است
بهم بگو که چه پایانی داری
کلاغ حال من اصلا خوش نیست
من میدونم خبر خوب به دست نیست
ولی دیگه اصلا واسم مهم نیست
هر چی بهم خبر بدی دیگه مهم نیست
کلاغ بگو می خوام دیگه تموم شه
بیا بگو دیگه میخوام راحت شه
دیگه میخوام دلم امید نبافه
چشام همش خیره به در نیوفته
فقط بگو دلم آروم بگیره
الان دلم مثه سرکه و سیره
اگه بگی نمیگم که تو گفتی
مگه یادت رفته اون شب چی گفتی؟
مگه یادت رفته وکیلم بودی؟
مگه یادت رفته محرمم بودی؟
مگه هرچی می خواستی من نگفتم؟
مگه هرچی بگفتم حق نگفتم؟
امشب میگم دیگه برام مهم نیست
امشب دلم به انتظار یار نیست
دیگه راهی بجز فراموش کردنش نیست
بگو کلاغ تصمیم امشبمم همراه غم نیست
کلاغ دیگه داری حوصلمو سر می بری
هر چی میگی جز اینکه اسمی از اون ببری
کلاغ اون شب چیزی بهم نگفت و رفت
برای اولین بار دلم غمگین نشد که رفت
کلاغ چیزی نگفت و من خوابیدم
اما فرداش چیز عجیبی دیدم
فرداش یه دوست خبر خوش بهم داد
اما این یه رازه و نمیگم چه خبر داد
فقط اینو بگم دلم آروم آرومه از امشب
نه دنبال یار و نه دلتنگه از امشب
دیگه دل رو به دست صاحب دل می سپارم
دلم میخواد که اندازۀ کهکشون بشه از امشب
بر دروازه ی شهر عاشقی نوشته اند:معشوق همه ناز است و عاشق همه نیاز...من از بوی نگاه نازنینت، خاطره ها دارم!دستم به بودنت عادت دارد و با این همه نیاز...در سر برگ دفتر شعرم نوشته ام:چشمت همه ناز است و قلبم همه نیاز!...
:::●┼┼
گالری عكس بهاربيست
فال عشق