تو رفته ای دریچه های تقدیر بسته و رویاها از دست رفته اند زمان گیج است، نمیداند ابری نمیبارد
تو رفته ای من مانده ام با غمت در آمیخته ام روزها کوتاهند واز عمر من میکاهند
تو رفته ای ومن مانده ام تا نهایت تنهایی ام...تو رفته ای تو رفته ای دریچه های تقدیر بسته و رویاها از دست رفته اند زمان گیج است، نمیداند ابری نمیبارد
تو رفته ای من مانده ام با غمت در آمیخته ام روزها کوتاهند واز عمر من میکاهند
تو رفته ای ومن مانده ام تا نهایت تنهایی ام...
چرا اسمتو بگم ؟ وقتی اسمت منو از زندگی سیرم می کنه
چرا یادت بکنم ؟ وقتی یادت منو پابند و اسیرم می کنه
وقتی قلبت واسه من سنگ صبوری دیگه نیست.چرا شعرامو بگم برای تو!
وقتی عشقت واسه من آروم جونی دیگه نیست.چرا دردامو بگم!
وقتی انقد دلامون از هم دیگه جدا شده.چرا ترکت نکنم!
وقتی له کردی دلم رو زیر پات.چرا اخمت نکنم!
وقتی قلبم رو مثل شیشه شکستی.چرا یادت بکنم!
اگه ترکم کردی و رفتی ز برم.این سخن بادت نره که یکی بود یه روزی خونه داشتی تو چشاش
وقتی که نگات می کرد می رقصید غم تو نگاش
تو گرفتی دلشو...ولی افسوس که...!
ش ک س ت ی . د ل ش و
می دونی سخت ترین لحظه ی زندگی چیه؟
وقتی بفهمی واسه کسی که تمومه زندگیته فقط یه تجربه ای
"من رفتم... با همه خوبیها و بدی هایم... اما تو... تویی که می مانی... تویی که می دانم پس از رفتن من قطره ای اشک نخواهی ریخت... آری..با تو هستم... هروفت آسمان ابری شد،به یاد بغضهای فروخفته من به آسمان نگاه کن و به یاد من باش... هروقت گرمای خورشید تورا به ستوه آورد،یاد من باش کهآتش عشقت امانم را بریده بود... هروقت نیلوفری تنها را در مرداب دیدی،به یاد تنهایی من بیفت که در مرداب دنیا بدون تو و به عشق تو زنده بود... می دانم هیچگاه دلتنگ من نخواهی شد..هیچگاه ذره ای از عشق من در وجودت رخنه نخواهد کرد... اما... ازتو می خواهم اجازه بدهی تا در گوشه یاد تو بمانم
اي کاش براي آخرين بار دستان تو را در دستم لمس مي کردم اي کاش يک بار ديگر در چشمان همچون دريايت نگاه مي کردم اي کاش براي آخرين بار حس تو را در مورد خود مي دانستم اي کاش براي اولين بار سر روي شانه هاي پر مهرت مي گذشتم اي کاش در کنارم مي ماندي و مرا تنها نمي گذاشتي و اي کاش همان گونه که من تو را دوست داشتم تو هم مرا دوست داشتي ولی افسوس که تو من رو تنها گذاشتی رفتی
صدای قلب عاشقت را که هر لحظه در گوشم آواز دوست داشتن را
می خواند می شنوم.
کیست که از رفتن یک قلب عاشق خشنود گردد،مصیبتی بالاتر از هجران
یک قلب عاشق.
با من بمون ای خوب من با من که گمم در تو
رفتن تو مصادف است با فنای من
رسیدن میتونه آغاز یه عشق تازه باشه،اگه درست بهم نگاه کنیم،اگه
همدیگر را دوست داشته باشیم!
براستی چه زبیا می شود این دنیابا عشق
چقدر سخته کسی را دوست داشته باشی ولی نتونی بهش بگی ،چقدر
سخته عاشق شده باشی و نتونی به کسی بگی،چقدر سخته و قتی
میدونی طرفت همه چی رو یه بازی میدونه و عشق براش اسباب بازیه
با دل تنگ سوی تو سفر خواهم کرد
غم دل با که بگویم که مرا یاری نیست
جز تو ای روح و روان،هیچ مددکاری نیست
غم عشق تو به جان است ،نگویم به کسی
که در این بادیه غم زده،غمخواری نیست
راز دل را نتوانم به کسی بگشایم
که در این ،دیر مغان راز نگهداری نیست
هر چه هستی، باش با توام ای لنگر تسکین! ای تکانهای دل! ای آرامش ساحل! با توام ای نور! ای منشور! ای تمام طیفهای آفتابی! ای کبود، ارغوانی! ای بنفشایی! با توام ای شور، ای دلشوره ی شیرین! با توام ای شادی غمگین! با توام ای غم! غم مبهم! ای نمی دانم! هر چه هستی باش! اما کاش... نه، جز اینم آرزویی نیست: هر چه هستی باش! اما باش
من پذیرفتم که عشق افسانه هست
این دل درد آشنا دیوانه هست
می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنها تر از ما می روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی بر خورد های سرد را
تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت .
تقدیم به تو ای خیال من ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من
تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم.
تقدیم به تو که یادت از فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست .
میدانی که طاقت دوری از تو را ندارم ولی جدایی با تو را دوست دارم.
می دانی چرا؟
چون با اینکه جدایی از تو بسی برایم دشوار است ولی در عین حال دلپذیر هم هست ، زیرا به خاطر تو دلتنگی به سراغم می آید .
پس بدان که دل تنگی ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداری .
بنابراین:
هر که می خواهد من و تو ما نشویم مرگش باد و خانه اش ویران.
ای عشق من ، ای عزیزترینم:
چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب شد که دنیای من شدی .
پس:
برای من بمان و بدان که هیچ چیز با ارزشتر از عشق نیست و بزرگترین ویژگی عشق بخشایش است.
بنابراین:
قلبم را که لبریز از عشق است به تو تقدیم می کنم و سوگند می خورم که تا ابد :
من میرم واسه همیشه
خستـــم از روزای ابــری خیلی سنگینه نـگاهت دوست ندارم تو تابستون بشینــم باز ســر راهت نمیـــخوام بـــازم خیـالت قبـلـه آرزوهــــام شــــه تـــو بمــون و عاشقـــای روی پُـــر غـرور و ماهت
آره مــن اونم که گفتــم واسـه چشم تـو دیوونم آره مـن قـول داده بــودم تـا تهش بــاهات بمونـم ولی پس دادی نگــــامو زیــر رگبــــــار غـــرورت من فقط یکــم شکستم خوب نگام کنی همونم
چـمــدون رویـــاهـــامـو دیگه برداشتم و بستم دیگــه عین اون قدیمــا چشــــاتو نمیپرستــــم رخ تــو عین یه بـــــازی منــو مـات قصه هـا کرد حالا بی اسمـم و تنها پُــرپــاییز و شکستــــم
از تو هیچ چیزی نـمونــده نـه نگـــاهی و نـه یــــادی مـــن سپردمـت به دریــــا عـیــن یـــه مـوج زیـــــادی تازه فهمیدم با این عشق زندگیـــم چقـد تلـف شـد تــو بـــه جــای التماســم یـــه گُلـــم بهـــم نــدادی
،و کسی هـم کـه عشق را یـافـت زنگی اش را ازدست داد،
،عشق شوری در نهاد ما نهاد***جان ما در بوته سودا نهاد،
،بـا عشق می توان دنیـا روبـهانـدازه یک نفر کوچک کـرد،
،بـا عشق مـی تـوان یک نفر رو بـه اندازه دنیا بزرگ کرد،
،عشق با درد هـمـراه است، چون دگرگون می کند،
،عشق واقعی تنـهایی را به یگانگی مبدل میکند،
،عشق زیباست چون ،خدا،عشق را به ما
من / عشق
پاكيعني
سرزمينلحظه
يعنيبيداد
عشقمن
باختنعشق
جانيعني
زندگيليلي و
قمارمجنون
درعشق يعني ... شدن
ساختنعشق
دليعني
كلبهوامق و
يعنيعذرا
عشقشدن
منعشق
فرداييعني
كودكمسجد
يعنيالاقصي
عشق /من
عشقآميختنافروختن
يعنيبه همعشقسوختن
چشمهاييكجايعنيكردن
پر زو غمدردهايگريه
خون/ دردبيشمار
عشقمن
يعنيالاسرار
كلبهمخزن
دفتر عشـــق كه بسته شـد ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد براي فاتحه دلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو ازاون كه عاشقــــت بود بشنواين التماسرو ــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ ـــــــــــ ـــــــ
دلم گرفته از آدم هايي که مي گن دوست دارم اما معني شو نمي دونن از آدم هايي که مي خوان مال اونا باشي اما خودشون مال تو نيستن از اونايي که زير بارون برات مي ميرن و وقتي آفتاب مي شه همه چيز يادشون ميره
غرورت رو برای کسی بشکنی بعد بفهمی که دوستت نداره,خیلی سخته دوستش داشته باشی اما نتونی باهاش بمونی.خیلی سخته گریه کنی ولی بهونه نداشته باشی, خیلی سخته تموم زندگی تو به پای کسی بریزی بعد با بی رحمی تو چشمات نگاه کنه بگه که اصلا دوستت نداره
به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم
اسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم
من هنوزم نگرانم که تو حرفهامو ندونی
این دیگه یک التماس من میخوام با تو بمونم
دوستت دارم اما نه به اندازه ي بارون ، چون يه روز بند مياد . دوستت دارم اما نه به اندازه ي برف ، چون يه روز آب مي شه . دوستت دارم اما نه به اندازه ي گل ، چون يه روز پژمرده مي شه . دوستت دارم به اندازه ي دنيا ، چون هيچ وقت تموم نمي شه
شبی در امتداد سحر...
شبی تاریک و پر از سکوت در اتاقم تنهاتر از همیشه... ناامید از فردایی روشن... بازم نقش چشمات در خیالم... تنها جایی که با همه بی قراریهام احساس آرامش میکنم... خاطرات با تو بودن در حال رفت وآمد در ذهنم هستن... هنوز چشم به راهتم دیونه... آخه چرا این نفسام تلخه واسم؟ ای کاش زودتر از موعود مقررم فرشته مرگ مرا به کام خویش می گرفت و این روح خسته را به آسمونا میبرد... هر جا که باشه دیگه بدتر از این جا که نیست... شاید این جوری یک بار بمیرم... ولی الان همه لحظاتم شده مردن و زنده شدن... بذار حداقل یک کم از قصه عشقمون بگم تا شاید خوابم ببره... یکی بود یکی نبود غیر خدا هیچکی نبود یکی عاشقی بود که یک معبودی داشت... عاشقه دل خوش به وجود معبودش بود و پرستش اون بالاترین عبادتش بود... نمیدونست که یک روز الهه اش میره دنبال سرنوشتش و اونو تنها میزاره... و هیچی جز یادش براش یادگاری نمیزاره... نشنیدم چی گفتی: یک کم تندتر بگو: چی! روزهای شاد هم داشتیم! خوبه! ولی میدونی چیه: این حرفتم باور میکنم آره روزهای شاد هم داشتیم ولی این قدر روزای غمگین داشتیم که شادیهای کوچیکمون لا به لای دریای غمها گم شدن...
چشم خود را به تو مديونم من
اگر عشق تو نبود: چشم من همچون ابر مثل ابري انبوه آنقدر ميباريد تا جهان خانه ي ظلمت مي شد
لب خود را به تو مديونم من
اگر عشق تو نبود: لب من چون گل پژمرده ي باغي مي شد و لب از بوسه تهي
هستيم را به تو مديونم من
اگر عشق تو نبود: كوچه ها قصه ي سرد،خانه ها لانه ي زرد،چشمه ها خاكي و خشك ودر انديشه ي بيهودگيم ناگهان ميمردم
دوست واقعي زودتر به كمك تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز كردن ميماند.
دوست معمولي مي پندارد كه دوستي شما بعد از يك مرافعه تمام مي شود.
دوست واقعي مي داند كه بعد از يك مرافعه دوستي شما محكمتر مي شود.
دوست واقعي كسي است كه وقتي همه تو را ترك كرده اند با تو ميماند.
آهای تو که اینهمه دوری از من
این روزا در حال عبوری از من
آهای تو که فکر میکنی سوزوندی
دار و ندارمو با دوری از من
بدون :
هنوز دوستت دارم .
ميري و من فقط نگاهت مي كنم
تعجب نكن كه چرا گريه نمي كنم
بي تو يك عمر براي گريستن دارم
اما براي تماشاي تو همين يك لحظه باقي است
وشايد همين يك لحظه اجازه زيستن در چشماي تو را داشته باشم
اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از
هر صدايي بلندتر است "ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس
از دست دادن تو ! " ايراني ها ميگن : "عشق سوء
تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام
ميشود ..
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد...
عجب از محبت من که در او اثر ندارد...
غلط است هرکه گوید دل به دل راه دارد...
دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد...
اتل متل جدايي ... عروسکم کجايي ؟ //
گاو حسن پريشون ... يه دل داره پر از خون //
عشقم که رفت هندستون ... خونه ام شده قبرستون //
يه عشق ديگه بردار ... يه دنيای غصه وار //
اسمشو بذار بچگي ... تا آخر زندگي //
هاچين و واچين تموم شد ... عمر منم حروم شد//
...جان
اگر برای تو شعری عاشقانه بخوانم این شعر تا ابد با تو خواهد زیست ! حتی وقتی من دیگر نباشم یا وقتی دیگر میان ما عشقی نباشد شعر عاشقانه بیشتر از آدما میماند ! عاشقان تو را ترک میکنند اما شعر عاشقانه همیشه با تو خواهد بود پس بگذار برای تو شعری عاشقانه بخوانم ! شعری از اعماق جان ... که مرا به یاد تو آورد شعری که همیشه با تو بماند...