هنوز یاد تو از یادم نمیره چرا عشق از دل آدم نمیره بنای خلقت آدم از عشقه نمیره هرچی از یادم از عشقه
کمک کن باز بشکن دونه دونه بریز آی اشک نرم و عاشقونه محبت کن در این آشفته حالی نمونه مکتبم از عشق خالی
نصیبم کن که عاشق پیشه باشم تو این آشفتگی همیشه باشم نصیبم کن که عاشق پیشه باشم تو این آشفتگی همیشه باشم
بزن تا سیم آخر آی جدایی هلاکم کن از این عشق خدایی بزن تا سیم آخر آی جدایی هلاکم کن از این عشق خدایی
---------------
مگه میشه که یه پرنده بمونه بی آب و دونه
مگه میشه که قناری توی بغض آواز بخونه
اگه تو بری ز پیشم من همون قناری می شم
که تو بغض و گریه هاشم می گه می خوام با تو باشم
مگه میشه که ستاره توی آسمون نباشه
یا گلی به خاطراتم عطر یاد تو نباشه
اگه تو بری زپیشم من همون ستاره می شم
که تو هفتا آسمونم نمی خوام بی تو بمونم
مگه می شه ماهیا رو بگیریم از آب چشمه
یا گلای باغ عشق بزاریم یه عمری تشنه
اگه تو بری زپیشم من همون ماهی میشم
که بدون آب و دریا می میرم بی کس و تنها
مگه میشه گلدونارو بزاریم تو حسرت آب
یا شب قشنگ عاشق بمونه بی نور مهتاب
اگه تو بری ز پیشم من همون گلدونه میشم
که واسه یه قطره ی آب می کشم حسرت توی خواب
مگه میشه که یه پرنده بمونه بی آب و دونه
مگه میشه که قناری توی بغض آواز بخونه
اگه تو بری ز پیشم من همون قناری می شم
که تو بغض و گریه هاشم می گه می خوام با تو باشم
مگه میشه که ستاره توی آسمون نباشه
یا گلی به خاطراتم عطر یاد تو نباشه
اگه تو بری زپیشم من همون ستاره می شم
که تو هفتا آسمونم نمی خوام بی تو بمونم
--------------------------------------------
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند -------------------------------------------
خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟ خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره