با چشمانی پر از امید و قلبی پر از ارزوهای دست نیا فتنی ایستاده ای تنها در ساحل. مرغان دریای باز میگردند و نسیم اواز اواز میشود در گوشهای تووجودت برایم در بی نهایت احساسات جای گرفته است.
نگاه تو میان اسمان و دریاست. اوازهای بی صدایی که از دوردست ها به گوش میرسد تداوم ایستادن توست در شاهراه نسیم. دریا و ارزو حقیقتی است که همراه امواج پیش می ایدو وجودت را به لرزه در میاورد