منتظر لحظه ی دیدار تو هستم سخت است بگویم که گرفتار تو هستم ای عشق تو رفتی و مرا ساده شکستی من در پی این حادثه غمخوار تو هستم هرچند که دور از منی و من ز تو دورم بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم
همه می گن که گناهه......................................................عشق پاک من به چشمات
می گن عشق ما تباهه.......................................دل ندم به سادگی هات
همه فکرشون همینه...............................................که جدا بشیم من و تو
نمی خوان عشقی بمونه.................................میون قلب من و تو
تو بگو که این دروغه..........................توی قلبت جا ندارم
سرت اینقدری شلوغه.............من دیگه جایی ندارم
حس تلخ یه حسادت...............تو چشاشون خونه کرده
میدونم جای سعادت ......................آرزوشون غم و درده
به اونا بگو گل من ................................... حس خوب عاشقی رو
بگو که توی دل من ......................................................کاشتی بذر رازقی رو
بیا ثابت کن به دنیا...........................................................که هنوزم عشق زنده اس
بینه هرچی توی دنیا ............................................................عشق پاک ما برنده اس
میگن عاشقی که جرم نیست......................................................عشق یک پسر گناهه
میگن عشقه اون که عشق................................................. نیست هوسه فقط گناهه
اونا عشقو حس نکردن عشق................................... که مردو زن سرش نسیت
می دونی باور نکردن عشق............................... خیانتی باهاش نسیت
حرفاشون برام مهم نیست.............پشت تو هرچی که می گن
هیچی جز تو تو دلم نیست.............اینو حتی اونا می گن
می میرم از عشقت آخرحرف من نیست همه میگن
به همون قشنگی و شادابی روز اول
عشق يك قطار مسافربری نيست تا تو اگر اندکی دير رسيدی، قطار رفته باشد و تو مانده باشی با چمدانهای سنگين، با تاسف، با قطره های اشكی در نگاه حسرت آگینت. پويشِ عشق، در خود عشق است نه در گل عطر آگيني كه به سينه ی عشق می زنی، يا گردنبندی از مرواريد كه به گردنش می اندازی. عشق، به چيزي كه شبيه آسودگي ست محتاج است٫ حتی اگر در قلب آن آسودگی، اعدام جاری باشد.
حكومت هايی كه مفهوم اين کلام مقدس را نمی فهمند، نفرت انگيزند، و نفرت انگيزترين چيزي كه خدا رخصت داد تا ابليس به انسان هديه كند حكومتی ست كه عشق را نمی فهمد. حكومت های بد از عاشقان حرفه ای چقدر می ترسند.
هيچ چيز همانند خود استبداد، استبداد را رسوا نمی كند
دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين
دختره يه دوست پسري
داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت
اگه من چشمامو داشتم
و بينا بودم هميشه با اون مي موندم. يه روز يكي
پيدا شد كه به اون دختر
چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه
دوست پسرش كوره. بهش
گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با
ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ
بهش زد و گفت :
مراقب چشماي من باش!!!!!!!!!!
تقــــدیم به نـــازنین گــــلم
.
.
.
.
به خواب رفتن در کـــنارت
در انتهای روزی بلنــــد
پائیـــدن نفـــس هایت
حس کردن لحظـــه ی غوطه خوردنت در رویــا
...
دست محتاطـــم به دنبال لمـــس دســت توست
حــس کــردن خوشــبختی
در یــک لحـــظه
کنــار تــو...
بــیدار شــدن در کنــار تــو
خــواب آلـوده میــان پاره هــای رویـا و روزی تــازه
بیدار شــدن در کــنار تو
حس کـــردن گرمایــت و گوش دادن به صــدای نفــس هایت
تکـــان خوردن پلـــک هایت را دل دل کــردن!
بیدار شـــدن در کنـــار تو
حـــس کردن دســـتانـــت...
هشـــیار شـــدن در آغــوشــت
و از لـحــظه ای روئیــنه کنـــنده استـــفاده کردن...
نمي خواهي معشوق مرا بشناسي؟
معشوق من آن بالاست، ستاره اي که هر شب ديوانه تر از پيشم مي کند.
ستاره اي که با هر نگاهش با من عشق بازي مي کند ِ
خوب گوش کن.
معشوق من همان ستاره سهيلي است که يک شب از آسمان دلم رد شد .
نفهميدم چه شد، ولي مهرش به دلم نشست.
امروز فهمیدم که کامپیوتر من هم عاشــق توست!
وقتی برای از تو نوشتن روشنش می کنم صدای نفس هایش را می شنوم.نام تو را که با آن تایپ میکنم صفحه اش روشــن تر و شفاف تر می شود!
چشم را خسته نمیکند
این موضوع را حــس میکنم
ولی هنگامی که از روزگار نا روزگار می نویسم یا از این زمانه ی زهر آلود، چشمانم ســـرخ میشود
شــانه هایم درد می گــیرد!
آرزو می کنم کـــاش اینجا بودی...دست هایت را از پشت دور شــانه هایم گره میزدی و من عاشـــقانه از فــــروغ برایت می خواندم:
دســـت های را
چون خاطـــره ای سوزان
در دستان ســـرد عاشـــق من بگذار...
چقدر دلــــم برای آن صدای زیبـــایت تنگ است.
دلم میــخواست این عقربه های لعنتـــی به عقب بر گردند تا ســــیر تر تماشــایت کنم!
وقتی از بین تمام ترین ها ،تو،دوست داشتنی ترین من میشوی
همیشه به این فکر می کنم که من حداقل قابل تحمل ترین تو باشم!